محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

250

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

روم ، و پيغمبر آن حرب همى ديد ، و هر چه بديدى ياران را آگاه كردى و همى گفتى . و اين نيز يكى بود از علامات پيغمبرى او . و چون زيد را بكشتند پيغمبر عليه السّلام گفت : [ زيد ] را كشتند . و چون جعفر را دست ببريدند ، پيغمبر بگفت ، و چون عبد الله بن رواحه را بكشتند بگفت ، و ياران همى گريستند و زارى همى كردند . و چون خالد بن الوليد رايت بر گرفت گفتا شمشير خداى رايت برگرفت . و پيغمبر خالد را سيف الله نام كرده بود . و آن روز جعفر بن ابى طالب را جعفر طيّار نام كرد ذو الجناحين ، و گفتا خداى عزّ و جلّ او را بدل آن دو دست دو پر دهد تا با فريشتگان همى پرد . پس مسلمانان آن ماه و آن روز را تاريخ كردند ، و چون وقت آن بود كه ايشان باز آمدند ، ايشان را از حرب و صفت حرب بپرسيدند . هر چه بگفتند موافق آمد با آنكه پيغمبر عليه السّلام گفت . پس خالد بن الوليد سه روز حرب كرد . [ 206 a ] چون ديد كه مسلمانان اندكىاند و با كافران طاقت ندارند ، باز گشت و گفت : اين مسلمانان را نزد پيغمبر برم بهتر كه همه كشته شوند . و پيغمبر را خبر آمد كه خالد بن الوليد باز گشت . بپسنديد و او را بسيار بستود . و چون خالد به مدينه اندر آمد پيغمبر عليه السّلام پذيرهء ايشان شد با مسلمانان . و پيغمبر بر اسب نشسته بود و پسر جعفر بن ابو طالب را پيش گرفته ، و او پنج ساله بود . و از پس آنكه ايشان باز آمدند جمادى الآخر و رجب و شعبان بگذشت پس از ماه رمضان . پيغمبر عليه السّلام به غزو فتح مكّه شد .